X
تبلیغات
اسلام حقيقي - مردی از قم (روح الله) - 1

اسلام حقيقي

آخرالزمان

مردی از قم (روح الله) - 1


 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

بعد از بررسی تحلیلی  برخی  از  نشانه های  ظهور،  اینک به بررسی یکی  دیگر از نشانه های ظهور که به احتمال زیاد محقق نیز شده است می پردازیم.

 

قبل از مطالعه ی این مقاله، توصیه میکنیم که حتماً مقدمه ای را که در ابتدای مقاله ی « تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان » بیان شده است، مطالعه فرمایید و به نکات بیان شده در آن، توجه ویژه ای مبذول دارید.

 

 

توجه: درصورتی که مقاله ی « تحرکات داییان سفیانی در آخرالزمان » را تاکنون مطالعه نفرموده اید، جداً از شما خواهشمندیم حتی الامکان مقدمه ی ابتدای مقاله را مطالعه فرمایید. چرا که این مقدمه حاوی نکات بسیار مهمی در رابطه با تطبیق های ارائه شده از سوی ما است. به این نکته توجه داشته باشید که به دلیل حساسیت موضوعات مورد بحث، مطالعه ی مقدمه ی مذکور از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ به نحوی که عدم مطالعه ی این مقدمه با عدم رضایت مولف مقاله همراه خواهد بود. این عدم رضایت از سر خودخواهی نیست، بلکه به دلیل عواقبی می باشد که ممکن است در اثر عدم مطالعه ی مقدمه، گریبان گیر خوانندگان محترم مقاله شود.

 

 

بعد از ذکر این مقدمه ی مهم، به مقاله ی اصلی می پردازیم:

 

 

 



مردی از قم (روح الله)

 









در بین روایات اسلامی، به روایاتی بر می خوریم که شرایط و وقایع عصرالظهور را توصیف کرده اند. یکی از این وقایع، قیام مردی از قم می باشد که در عصر ظهور، مردم را به حق دعوت می کند و با حمایت آنان و با استعانت از پروردگار متعال، نهضت عظیمی را برپا می دارد که هیچ دشمنی یارای نابودی آن را ندارد.(1)

 

در این باره از امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمود:

 

« مردی از قم (از اهالی قم؟)، مردم را به حق دعوت کند، افرادی پیرامون او گرد آیند که قلب هایشان همچون پاره های آهن استوار است. بادهای تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است. »(2)

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، امام موسی کاظم (ع)  خبر  از قیام  مردی  از  قم می دهند که مردم را به حق دعوت می نماید و افرادی که پیرامون این  شخص  جمع می شوند، قلب هایشان بسیار استوار و محکم همچون پاره های آهن است؛ به نحوی که در مقابل ناملایمات و سختی ها از قیام خسته نمی شوند و نمی ترسند و بنا بر فرمایش این روایت، اعتماد این انسان های شریف به خداوند سبب می شود تا قیام آنان به سرانجام نیک ختم شود و به پیروزی رسند.

 

به گواهی تاریخ، این مرد شریف اهل قم، امام خمینی (ره) است و هیچ کسی جز ایشان سزاوار این توصیف نمی باشد؛  چرا که  ایشان  که  سالها  در  قم  به تحصیل و تدریس می پرداختند، بعد از ملاحظه ی خیانتهای بزرگ محمدرضا شاه ملعون، مردم را به حق و حقیقت دعوت کردند و آنان را به مقابله با ظلم یزید زمان فرا خواندند.

 

سرآغاز این قیام بزرگ، سال 1342 بود که در طی آن حضرت امام خمینی (ره) حملات شدیداللحنی را علیه محمدرضا شاه ایراد کردند  که  این  امر  به  دستگیری  امام خمینی (ره) در 15 خرداد ماه سال 1342 انجامید که این مسئله خود زمینه ساز قیام خونین 15 خرداد 1342 گشت.(3)

 

مردم مسلمان ایران که از ظلم وستم شاهان رنج ها کشیده بودند، دعوت امام خمینی (ره) را به حق لبیک گفتند و اولین قیام اسلامی و مردمی را در تاریخ ایران برپا نمودند.

 

قیام 15 خرداد سال 1342 اگرچه به خاک وخون کشیده شد و در ظاهر به نتیجه نرسید، اما این قیام 15 سال بعد به ثمر نشست و حکومت جمهوری اسلامی ایران را برای جهانیان به ارمغان آورد؛(4) حکومتی که مطابق روایات، یکی از زمینه سازان مهم حضرت مهدی (عج) خواهد بود. (ان شاء الله)

 

نکته ی مهمی که در روایت مذکور به چشم می خورد، این است که یاران این مرد شریف، قلب هایشان محکم و استوار است و از حوادث سخت زمانه نمی هراسند و خسته نمی شوند؛ اعتماد این یاران بر خداست و سرانجام پیروز خواهند شد.

 

عجیب اینکه این توضیحات، کاملاً با ویژگی های یاران امام خمینی (ره) مطابقت دارد. چراکه آنان نیز همانند پاره های آهن استوار بودند و حتی از کشته شدن  و  شهادت نمی ترسیدند به همین دلیل با شجاعت تمام 15 سال در مقابل رژیم ستمشاهی ایستادگی کردند.

 

مطابق روایت ذکر شده، سرانجام قیام یاران مردی از قم، پیروزی در نهضت می باشد؛ شگفت اینکه یاران امام خمینی (ره) نیز تحت رهبری ایشان توانستند نهضت خود را به پیروزی رسانند و حکومت جمهوری اسلامی ایران را پایه گذاری نمایند.

 

 

سوال: امام خمینی (ره) در خمین متولد شدند.(5) پس با این حال چگونه می توان روایت مردی از قم را به ایشان منسوب کرد؟

 

این سوالی است که ممکن است به ذهن تعداد زیادی از مخاطبان عزیز خطور کند، اما در پاسخ باید گفت اهالی یک شهر لزوماً در همان شهر متولد نمی شوند؛ بلکه ممکن است افرادی تولدشان و سالهای ابتدایی زندگیشان دریک شهر سپری شود، اما قسمت اعظم زندگی خود را در شهر دیگری بگذرانند.

 

برای مثال بسیاری از کسانی که اهل تهران هستند و همه آنها را به عنوان اهالی تهران می شناسند، لزوماً در تهران زاده نشده اند؛ چه بسا بسیاری از آنان در شیراز، مشهد، نطنز، بیرجند و ... به دنیا آمده باشند، اما در سالهای ابتدایی عمرشان به تهران مهاجرت کرده و  مدتها در آنجا ساکن باشند؛ بدیهی است که چنین افرادی نیز به عنوان اهالی تهران نامیده می شوند.

 

به همین دلیل است که شبکه ی تلویزیونی تهران، مخاطبان خود را به عنوان تهرانی ها یا اهالی تهران می شناسد، چرا که عمده ی این مخاطبان بخش اعظمی از عمر خود را در تهران ساکن بوده و بالطبع جزء اهالی آن محسوب می شوند؛ در حالی که اگر منظور از اهالی تهران فقط کسانی باشند که در تهران متولد شده اند، چنین  امری  اتفاق نمی افتاد.

 

 

سوال دیگری که ممکن است در ذهن خوانندگان عزیز شکل بگیرد این است که از کجا معلوم مردی از قم، همان امام خمینی (ره) باشد و شخص دیگری به جای ایشان منظور نبوده باشد؟

 

در پاسخ به این سوال باید گفت که گر چه نمی توان پاسخ این سوال را به صورت قطعی و صد در صد داد، اما باید ذکر کرد که تا به حال در تاریخ دیده نشده است که شخص بزرگ و روحانی همچون امام خمینی (ره) دست به قیام از این شهر بزند و یارانی چنان با صلابت و مستحکم تربیت نماید که در مقابل حوادث سخت زمانه ایستادگی نمایند و سرانجام نیز به لطف پروردگار، قیامشان را به پیروزی رسانند. به راستی در تاریخ به چنین شخصی برنمی خوریم که توانسته باشد از شهر قم چنین قیامی را راه انداخته باشد؛ بعد از این نیز چنین انتظاری نمی رود. زیرا اکنون که حکومت جمهوری اسلامی ایران به عنوان حکومت زمینه ساز ظهور تشکیل شده است، دیگر زمینه ی چنین قیامی از شهر قم وجود ندارد. چرا که حکومت اسلامی ایران، حکومتی نیست که روحانیون و مراجع عظام با آن مخالف باشند.

 

اما  روایاتی  که  پیرامون  امام خمینی (ره)  بیان  شده اند،  محدود  به  روایت  فوق نمی باشند. روایات شگفت انگیزی پیرامون حضرت امام خمینی (ره) در بین روایات اسلامی اعم از شیعه و سنی به چشم می خورد که در این روایات حتی به نام ایشان (روح الله) اشاره شده است. به اولین روایت که از کتاب شیعی بحارالانوار اقتباس شده است توجه فرمایید:(6)

 

« عن احمد بن سالم، عن محمد بن یحیی بن ضریس، عن محمد بن جعفر، عن نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، عن ابی داود عن عبدالله بن شریک، عن ابی جعفر علیه السلام قال: اقبل ابوبکر و عمر و الزبیر و عبدالرحمن بن عوف، جلسوا بفناء رسول الله صلی الله علیه، و آله فخرج الیهم النبی صلی الله علیه و آله: فجلس الیهم، فانقطع شسعه، فرمی بنعله الی علی بن ابی طالب علیه السلام ثم قال: ان عن یمین الله عروجل، او عن یمین العرش، قوماً منا علی منابر من نور، وجوههم من نور، و ثیابهم من نور، تغش وجوههم ابصار الناظرین دونهم، قال ابوبکر: من هم یا رسول الله؟ فسکت، فقال الزبیر: من هم یا رسول الله؟ فسکت،   فقال عبدالرحمن: من هم یا رسول الله؟ فسکت،  فقال علی علیه السلام: من هم یا رسول الله؟ فقال: هم قوم تحابوا بروح الله علی غیر انساب و لا اموال، اولئک شیعتک و انت امامهم یا علی. »(7)

 

ترجمه: « از احمد بن سالم، از محمد بن یحیی بن ضریس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابی حماد، از ابی داود از عبدالله بن شریک از ابی جعفر علیه السلام که فرمود: ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزدیک شدند و نشستند، پس پیامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپایی اش گسیخته شد و با دمپایی اش اشاره وار به حضرت علی بن ابی طالب (ع) زد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – یا از سمت راست عرش – قومی از ما برخاستند که بر منابری از نورند، صورت هایشان نورانی است و لباسهایشان نورانی است، صورت هایشان بر چشم ناظرین دیگر پرده می اندازد. ابوبکر گفت: ای پیامبر، خدا آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. زبیر گفت : ای پیامبر خدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: ای پیامبرخدا، آنها کیستند؟ پس ایشان سکوت کردند. سپس حضرت علی (ع) فرمودند: ای پیامبر خدا، آنها چه کسانی هستند؟ پس ایشان فرمودند: آنها قومی هستند که به واسطه ی روح الله به یکدیگر محبت می ورزند (دلهایشان به هم نزدیک می شود)، درحالی که هیچ نسب یا اموال مشترکی ندارند؛ آنها شیعه ی تو هستند و تو امامشان هستی ای علی. »













همان گونه که در حدیث فوق ملاحظه فرمودید، پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) بشارت دادند که گروهی از شیعیان ایشان به واسطه ی روح الله  دلهایشان  به هم  نزدیک می شود و متحد می گردند،  در حالی  که  دلیل  اتحاد  آنها  اموال و نسب  مشترک نمی باشد. افراد این قوم از چنان منزلتی برخوردارند که چهره ی نورانی آنها چهره های سایر مردم و حتی مسلمانان دیگر را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

 



ادامه در قسمت بعد ......



+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:40  توسط خادم الامام(عج)  |